شهر کتاب ، شهر روشنی(8)

به قصد راهنمایی در عرصه معماری و شهرسازی پیش آمده ایم . بنا داریم با معرفی کتب ارزشمند و تثبیت شده در این عرصه ، گشایشی فکری در جوامع علمی و مخاطبان علاقه مند در این راه ایجاد نماییم. به امید موفقیت در معرفی و ایجاد فرهنگ تشریح و تشویق هر اثر علمی میکوشیم تا بتوانیم خدمتی در حد بضاعت ناچیزمان انجام داده باشیم.

در این مسیر هشتمین چراغ را با کتاب " معماری و راز جاودانگی ، راه بی زمان ساختن " تالیف : کریستوفر الکساندر با ترجمه : مهرداد قیومی بیدهندی و با مقدمه دکتر مهدی حجت از انتشارات دانشگاه شهید بهشتی چاپ دوم 1386 روشن می کنیم . این کتاب شامل 479 صفحه که در 3000 نسخه و به قیمت 50000 ریال به چاپ رسیده است.

ساختار کتاب از تقریظ ، دیباچه مترجم ، درباره طرز خواندن این کتاب و فهرست تفصیلی به معماری و راز جاودانگی میرسد.کتاب در پنج بخش با عناوین معماری و راز جاودانگی ، کیفیت ، دروازه ، راه و جوهره راه ، مسیر خود را می پیماید و در کل با بیست و هفت فصل راه خود را به انتها میرساند.

 

"تقریظ به قلم دکتر مهدی حجت "

کتاب حاضر با همه عمق چنان ساده و دانشین نگاشته شده است که برای فهم آن نیاز به مقدمه و توضیح و تفسیر نیست.الکساندر جز معدود معماران معاصر است که در مواجهه با معماری و شهرسازی سعی دارد با پرداختن به " مظروف" راهی برای تدوین " ظرف " بیابد.این نوع نگاه ، خصوصا برای ما در وضع فعلی ، اهمیت ویژه ای دارد.زیرا به نظر می رسد بحران موجود در معماری بیش از آنکه معلول نااشنایی و تسلط معماران در تنظیم فیزیکی فضا باشد ، معلول وانهادن و بی توجهی به عامل اصلی است که هر اثر معماری موجودیت خود را مدیوت ان است. الکساندر در این کتاب به روش ویژه خود ما را به توجه و درک چنین اصلی فرا می خواند –توجه به این اصلی که هر معمار و به تبع آن هر اثر معماری ، تنها یک داعیه دارد و ان درک و ارتقای کیفیت زندگی انسان است.هر تصمیمی اعم از انتخاب اندازه ها ، رنگ ها ، حضور نور و سایه ، نسبت بین فضاها ، صورت ظاهری ساختمان ، و حتی مفهومی که اثر منتقل می کند ، همه و همه وقتی موضوعیت می یابد که هدف خود را بهره مندی بیشتر مخاطب قرار داده باشد.

اگر معماری ظرف زندگی انسان باشد ، پس نیل به معماری خوب مستلزم شناخت خصوصیات مظروف ان ، یعنی معیارهای زندگی بهینه است.پیداست که مقصود از زندگی کل آن است ، نه برخی از وجوه آن.در مقطعی از جنبش معماری مدرن نیز به مظروف معماری توجهی مفرط شد ، تا انجا که ظرف و قالب معماری را نتیجه و زاده مستقیم و خود به خودی توجه درست معمار به مظروف دانستند.اما ان نهضت را از پدید اوردن فضاهایی در خور زندگی کامل انسانی ، یعنی کارکردهای مادی و جسمانی ، بود.بنابراین ، منظور ما از شناخت زندگی شناخت تمامت ان در همه حوزه های جسمانی و روانی و روحانی است.

اما در این میانه ، کار معماران و شهرسازان این است که به مردم ، به کسانی که بدیشان کار طراحی معماری سفارش می دهند ، بیاموزند چگونه انچه زمانی می دانسته اند و اکنون از یاد برده اند ، یعنی شناخت زندگی خود و ترجمه ان به کالبد معماری ، را به تدریج به یاد اورند.بدین ترتیب است که کم کم همه انسان ها زبان از یاد رفته را به یاد خواهند آورد و همچنان که در طول هزاران سال تا پیش از دوران جدید کرده اند ، محیط زندگی خود را منسجم و یکدست و کارامد و زیبا خواهند ساخت و در ساختن هر چیز از راهی خواهند رفت که هر چند در هر زمان و مکان صورتی دارد در جوهر خود – یعنی در توجه به معیارهای عام زندگی انسانی – فارغ از مکان و زمان است ک.....راه بی زمان ساختن.

الکساندر در این کتاب به روش ویژه خود ، ما را به توجه و درک چنین اصلی فرا می خواند –توجه به این اصلی که هر معمار و به تبع آن هر اثر معماری ، تنها یک داعیه دارد و آن درک و ارتقای کیفیت زندگی انسان است.هر تصمیمی اعم از انتخاب اندازه ها ، رنگ ها ، حضور نور و سایه ، نسبت بین فضاها ، صورت ظاهری ساختمان ، و حتی مفهومی که اثر منتقل می کند ، همه و همه وقتی موضوعیت می یابد که هدف خود را بهره مندی بیشتر مخاطب قرار داده باشد

دیباچه مترجم

الکساندر در نوشته های معمارانه خود به طرح فلسفه طبیعت و حیات نیز می پردازد.او معتقد است میان طبیعت و ذهن انسان رابطه ای عمیق تر از انچه علم و معماری امروزی مدعی اند برقرار است.الکساندر جهان را کلی یکپارچه و منسجم می داند که موجودات زنده و غیر زنده را شامل می شود.این دیدگاه قویا تائوئیستی را نخست در کتابش با عنوان راه بی زمان ساختن ( نیویورک ، انتشارات دانشگاه آکسفورد 1979 ) مطرح کرد.بعضی از خوانندگان این کتاب را کتابی درباره معماری که به شیوه فلسفی نوشته شده می دانند و بسیاری دیگر ان را کتابی در فلسفه با مثال های معماری می شمارند.بسیاری کسان فلسفه کتاب راه بی زمان ساختن را پذیرفته و در ان حقایقی عام درباره نحوه کنش متقابل انسان با جهان یافته اند.جی .جی.کریشنامورتی فیلسوف و معلم ، به این کتاب علاقه مند بود و تا پایان عمر هر روز غروب قسمتی از این کتاب را برایش می خواندند و از ان لذت می برد.

کتاب به رغم بسیاری از کتاب های معماری یا فلسفه ، مجموعه ای از اطلاعات یا نظریه های پیچیده نیست.بلکه همچون خود عالم از منظر نویسنده ، و همچون نظریه ای که در کتاب تبیین می شود ، ساده و منسجم و کلی یکپارچه است.عمقی که در آن نهفته ، مانند عمق پدیده های طبیعی ، ان را تا مرتبه داشتن ظاهری ساده و بی پیرایه بالا برداه است.

 

علی طهرانچی /کارشناس ارشد شهرسازی

بخش محیط زندگی تبیان

منبع : tebyan.net